تبليغاتX
:::.. بنیاد علمی پژوهشی مهدویت ..:::

:::.. بنیاد علمی پژوهشی مهدویت ..:::

جدیدترین حرکت در عرصه مهدویت

حضرت مهدي علیه السلام در کلام امام حسین علیه السلام

سرور آزادگان حضرت امام حسين، عليه السلام نيز در همان شرايط سخت و دردناکي زيست که برادر گرانمايه اش حضرت مجتبي عليه السلام قرار داشت، بلکه مي توان به اطمينان گفت که فشار استبداد و ارتجاع روزگار، در دوران امامت آن حضرت به حق و عدالت و طرفداران آن شکننده تر بود. [1] .

آن حضرت پس از برادرش حدود ده سال زندگي کرد و در آن مدت کوتاه، رنجها شدت يافت و بلاها بيشتر شد و فشار به طول انجاميد و با همه اينها امام حسين عليه السلام فرصت را از دست نداد، بلکه با بهره وري از فرصت به ستايش و تمجيد از مصلح بزرگ جهاني حضرت مهدي عليه السلام پرداخت و از وجود گرانمايه و ظهور و نقش شکوه بارش به مردم، بشارتها و نويدها داد؛ براي نمونه:

1- آن حضرت به عبدالله بن عمر فرمود: «لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله عزوجل ذلک اليوم حتي يخرج رجل من ولدي يملأها عدلا و قسطا کما ملئت جورا وظلما، کذلک سمعت رسول الله صلي الله عليه و اله و سلم يقول.» [2] .

يعني: اگر از عمر اين جهان تنها يک روز باقي مانده باشد خداوند آن روز را طولاني مي سازد تا مردي از فرزندان من ظهور کند و جهان را همان گونه که از ظلم و جور لبريز گشته است از عدالت و قسط مالامال سازد. اين واقعيت را من به همين صورت گفتم که از پيامبر خدا صلي الله عليه و اله و سلم شنيده ام.

2- و به يکي از مردان قبيله پر آوازه «همدان» فرمود:

«قائم هذه الامة هو التاسع من ولدي و هو صاحب الغيبة و هو الذي يقسم ميراثه و هو حي.» [3] .

يعني: «قائم» اين امت نهمين فرزند از نسل من است. او غيبتي طولاني خواهد داشت و هم اوست که در همان حال که زنده است، اموال او را ظالمان به عنوان ميراث ناروا مي برند. [4] .

3- و نيز از آن حضرت آورده اند که فرمود: «لو قام المهدي لأنکره الناس، لأنه يرجع اليهم شابا و هم يحسبونه شيخا کبيرا.» [5] .

يعني: اگر مهدي عليه السلام ظهور کند و براي اصلاح جهان بپا خيزد مردم او را انکار مي کنند ونمي شناسند زيرا مي پندارند که او پير و کهنسال است در صورتي که آن حضرت در اوج جواني ظهور مي کند.

4- و نيز آورده اند که فرمود: «منا اثنا عشر مهديا، أولهم أميرالمؤمنين علي بن أبي طالب و آخرهم التاسع من ولي، و هو الامام القائم بالحق، يحيي الله به الأرض بعد موتها و يظهر به دين الحق علي الدين کله و لو کره المشرکون. له غيبة يرتد فيها أقوام و يثبت فيها علي الدين آخرون، فيؤذون و يقال لهم: متي هذا الوعد؟ ان کنتم صادقين» [6] . يعني: ما خاندان پيامبر دوازده نفر به عنوان مهدي خواهيم داشت که نخستين آنان علي و آخرينشان امام از نسل من است. و اوست که بحق و براي حق، قيام مي کند و خداوند بوسيله او زمين را پس از آن که مرده است زنده مي سازد و دين حق را بر همه عقايد و مذاهب، گر چه شرک گرايان را ناخوش آيد، پيروزي کامل مي بخشد. او غيبتي طولاني خواهد داشت و به دليل آن، گروهي از مردم راه انحراف و ارتداد در پيش مي گيرند و گروهي در دين و آيين توحيدي خويش و ايمان به دوازدهمين امام نور، ثابت قدم واستوار مي مانند و بخاطر اين استواري در عقيده، اذيت و آزارها را تحمل مي کنند و به تمسخر، به آنان گفته مي شود: «متي هذا الوعد؟ ان کنتم صادقين.» [7] .

اگر راست مي گوييد اين وعده (و نويد ظهور)کي خواهد بود؟

اما بدانيد که شکيباي بر اذيتها وآزارها در عصر غمبار غيبت آن حضرت، بسان مجاهدي است که پيشاروي پيامبر با شمشيرش در حال جهاد و پيکار با کفر و ارتجاع است.

5- و نيز آورده است که مردي به نام «عيسي بن خشاب» از آن حضرت پرسيد: «أنت صاحب هذا الأمر؟»

قال: «لا... و لکن صاحب الأمر الطريد الشريد، الموتور بأبيه، المکي بعمه يضع سيفه علي عائقة ثمانية أشهر.» [ [8 . يعني: پرسيد: «سرورم آيا شما صاحب الامر هستيد؟» فرمود: «نه!... اما صاحب الامر، آن بزرگمرد در نهان است که دور از نظر است. اوانتقام گيرنده ي خون پاک و بناحق ريخته پدر و هم کنيه عموي گرانقدرش اباجعفر است؛ براي اصلاح جهان (و برانداختن فتنه ها و تباهيها) هشت ماه شمشير بر دوش خواهد بود.

پی نوشتها:

[1] مجموع احاديثي که از امام حسين عليه السلام پيرامون حضرت مهدي عليه السلام در معجم احاديث الامام المهدي عليه السلام وارد شده کمتر از ده عدد است. به ج 3، ص 178 مراجعه شود.

[2] بحارالانوار، ج 51، ص 133.

[3] بحارالانوار، ج 51، ص 133.

[4] همدان، نام قبيله اي در يمن بود و منظور از به ارث بردن اموال او در ايام حياتش اشاره به توطئه ساخته و پرداخته حکومت عباسي و جعفر کذاب است که به دروغ گفتند که: «حضرت عسکري فرزند ندارد و جعفر وارث اوست وخانه حضرت را مورد هجوم و غارت قرار دادند.».

[5] عقد الدرر.

[6] اکمال الدين، ج 1، ص 317.

[7] سوره يونس و يس، آيه 48 و....

[8] بحارالانوار، ج 51، ص 120.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/08/16ساعت   توسط   | 

چهره دشمنان اهل بيت در سخنان امام حسين

حضرت سيّدالشهداء عليه السلام در روز عاشورا در ضمن سخنانى، دشمنان اهل بيت عليهم السلام را اين گونه توصيف نمود و فرمود:

فإنّما أنتم من طواغيت الاُمّة وشذّاذ الأحزاب ونبذة الكتاب، ونفثة الشيطان، وعُصبة الآثام، ومحرّفي الكتاب، ومطفئى السنن، وقتلة أولاد الأنبياء ومبيري عترة الأوصياء... وأنتم ابن حرب وأشياعه تعتمدون وإيّانا تخذلون...;1

شما سركشان امت ها، پشت كنندگان به قرآن، هم دم هاى شيطان، گروهى معصيت كار، تحريف كنندگان قرآن، از بين برنده سنّت ها، قاتلان فرزندان انبيا و... هستيد. شما فرزندان ابن حرب و پيروان (معاويه) هستيد و هدف شما فقط از بين بردن ماست.

اين سخنان بر چه كسى منطبق است؟ اين كلمات حتّى بر يك شيعى كه در پايين ترين درجه تشيّع و در بالاترين درجه فسق و گناه باشد، صدق نمى كند.

آن حضرت در ادامه از آنان مى پرسد كه به چه دليل، قصد جان مرا كرده ايد؟

در پاسخ گفتند: ما تو را به جهت دشمنى با پدرت مى كشيم.2

امام حسين عليه السلام در مورد ديگرى با صدايى بلند خطاب به سپاه دشمن مى كند و مى فرمايد:

يا شيعة آل أبي سفيان! إن لم يكن لكم دين وكنتم لا تخافون المعاد، فكونوا أحراراً في دنياكم هذه;3

اى پيروان آل ابوسفيان! اگر دين نداريد و از قيامت نمى ترسيد، پس در دنيا آزاد باشيد.

آرى، اساساً دشمنان و قاتلان سيّدالشهداء عليه السلام از پيروان خاندان ابوسفيان بودند، نه اين كه شيعيان اهل بيت عليهم السلام باشند و از جهت فسق و فجور در عمل ظاهرى پيرو خاندان ابوسفيان باشند. نه، قاتلان آن حضرت در حقيقت از رهروان آل ابوسفيان بودند.

بنابراين با توجه به اين كه بزرگان كوفه از شيعيان اميرالمؤمنين عليه السلام يا در زندان بودند، يا آنان را كشته بودند و يا فرار كرده بودند، چه قبل از ابن زياد و چه پس از روى كار آمدن او. با اين حال، آيا مى شود شيعه در هر معنايى، مرتكب جناياتى چون آتش زدن خيمه زنان و كودكان بى پناه و... بشود؟

تمام اين جنايت ها در مدارك معتبر سنّى وجود دارد. ابن اثير جزرى مى نويسد:

... در نبرد با حسين عليه السلام، عمر سعد به لشكريان دستور داد تا خيمه ها را آتش بزنند و حسين عليه السلام او را از اين كار منع كرد، ولى آنان خيمه ها را به آتش كشيدند... .

وى در ادامه مى نويسد:

وخرجت امرأة الكلبي تمشي إلى زوجها فجلستْ عند رأسه تمسح التراب عن وجهه وتقول: هنيئاً لك الجنّة. فأمر شمر غلاماً اسمه رستم فضرب رأسها بالعمود فشدخه فماتت مكانها;4

زنى از قبيله كلبى به سمت جنازه شوهرِ شهيدش رفت و در كنار سر او نشست و خاك را از روى او پاك كرد و گفت: بهشت بر تو گوارا باشد.

در اين هنگام شمر به غلامش كه رستم نام داشت، دستور داد آن زن را بزند. ضربه اى به سر آن بانوى ستم ديده و داغ ديده وارد كرد كه در دم جان داد.

بلاذرى در اين زمينه مى نويسد:

... بعد از آتش زدن خيمه ها، زن ها فرياد كشيدند و صداى شيون آن ها بلند شد و از خيمه ها خارج شدند... .5

در منبع معتبر ديگرى آمده است: كودكى در لحظات آخر عُمر سيّدالشهداء عليه السلام در دامنش نشست كه آن كودك را نيز بى رحمانه به قتل رساندند.6

پستى به جايى مى رسد كه وقتى آن مرد خبيث گوشواره فاطمه دختر سيّدالشهداء عليه السلام را از گوش او مى كشد، در همين حال گريه مى كند.

فاطمه به او مى فرمايد: چرا گريه مى كنى؟ رهايم كن!

آن خبيث در جواب مى گويد: اگر من اين كار را نكنم، فرد ديگرى گوشواره را مى برد.7

آيا شيعه، هر قدر فاسق باشد، مى تواند از اين قبيل كارها انجام دهد؟

پيش تر اشاره شد كه اسامى آن ده نفرى كه بدن مطَهر سيّدالشهداء عليه السلام را با پاى اسب ها مورد جسارت قرار دادند، در منابع معتبرى آمده است. آنان عبارتند از:

اسحاق بن حويه،    حكيم بن طفيل سنبسى،    صالح بن وهب جعفى،  واحظ بن ناعم، عمرو بن صبيح صيداوى،   رجاء بن منقذ عبدى،   سالم بن خيثمه جعفى،   هانى بن ثبيت حضرمى و

اسيد بن مالكابوعمرو زاهد  كه از نظر اهل سنّت بسيار معتبر است،  گويد: ما اين ده نفر را بررسى كرديم ،  تمام آنان را ولدالزّنا يافتيم.8

 


1 . ترجمة الامام الحسين عليه السلام ابن عساكر: 318 (پاورقى)، بحار الأنوار: 45 / 8 .

2 . نور العين فى مشهد الحسين عليه السلام: 47 و منابع ديگر.

3 . الفتوح: 5 / 117، الفصول المهمّه: 2 / 827 و منابع ديگر.

4 . الكامل فى التاريخ: 4 / 69 ـ 70، تاريخ طبرى: 4 / 333 ـ 335، المنتظم: 5 / 340، نهاية الارب: 8 / 451.

5 . انساب الاشراف: 808 ـ 809 .

6 . المنتظم: 5 / 340.

7 . سير اعلام النبلاء: 3 / 204.

8 . اللهوف: 182.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/08/16ساعت   توسط   |